احمد بن حسين بن على كاتب

100

تاريخ جديد يزد ( فارسى )

على يزدى مسطور گشته و اين چند بيت بر سبيل تبرّك نوشته : مثنوى وقت صبو حم خرد نامور * كرد خطابى كه زهى بىخبر / 107 / چند به هر آرزوئى رو كنى * روى هوس اين‌سو و آن‌سو كنى دست تصرّف « 1 » ز جهان بازگير * كين نه خرابى است عمارت‌پذير روح « نظامى » به دعا شاد كن * وين سخن از گفتهء او ياد كن : « صحبت گيتى كه تمنّى كند * با كه وفا كرد كه با ما كند » و اتمام اين [ مثنوى ] بيست و هفت بيت است . ذكر عمارت خواجهء اعظم حاجى صدر الدين احمد ابيوردى در ظاهر شهر در محلهء سر ريگ به مقام « باغ صوفيان » بسيار عمارت كرد و او خواجهء صاحب‌دولت بود ، و در زمان او كسى به تموّل او نبود ، و هركه را جمعيت حال بودى به دو مثل زدندى ، و بازرگانان او به اطراف بودندى ، و فرزندان رشيد حميده‌خصال داشت : خواجه شمس الدين محمد ، و زين الدين على ، و خواجه حاجى غياث الدين ، و حق‌تعالى از اسباب دنيوى هيچ از او دريغ نداشته بود . و چند خانه در آن محله عمارت كرد متصل به يكديگر سفيد و منقش ، و بر در خانه ساباط رفيع بساخت و دكانچهء دو روى « 2 » راست كرد ، و هر بامداد تجّار غريب و شهرى به ديدن او آمدندى و بر آن دكانچه‌ها نشستندى تا خواجه بيرون آمدى و به كاروانسرا رفتندى به جهت معاملات . و در جنب خانه مصنعهء [ 128 ] وسيع بساخت و از آب مملو مىكردند و آن محّلات به كار مىداشتند . و جماعتخانهء نيكو بساخت و فرشهاى خوب بگسترد و صبح و شام حفّاظ به تلاوت مشغول مىشدند و اقامت صلوة به جاى مىآوردند . و متقارب آن ، دو حمام بساخت : يكى به رسم رجال و ديگرى به رسم / 108 / نساء ،

--> ( 1 ) . ف : تضرع . ( 2 ) . ف : رويه .